عمرا سوار ماشین بشم...
سلام به همه ی دوستای مهربونم.سال نو رو به همتون تبریک میگم.
امیدوارم سالی پر از عشق و امید و موفقیت همراه باشادی وسلامتی در پیش داشته باشین.![]()
![]()
![]()

راستشو بخواین میخوام یه ماجرای جالبی رو براتون تعریف کنم.
چند روز پیش ندا رو دیدم یکی از دوستای دورهِ دبیرستانم بود . یه دختر پر حرفو شیطون.![]()
ساعت ۷:۱۰ بود جلو آموزشگاه منتظر بودم آقای پدربیاد دنبالم که ندا رو دیدم بعد از احوالپرسی فهمیدم مسیرمون یکیه ازش خواستم چند دقیقه منتظر بمونه تا با هم بریم ولی چشمتون روز بد نبینه
همین چند کلمه رو که گفتم یه دفه شروع کرد مثل رادیو به حرف زدن.![]()
دیگه عمرا سوار ماشین بشم.اصلا فکرشم نکن. خواهش و التماس و گریه و تمنا هم فایده نداره.کار ما از این حرفا گذشته.اصلا اگه قهرم کنی باز رو حرف خودم هستم.
می پرسی چرا؟!الان میگم برادر بنده رو که میشناسی امسال ١٨ سالش تموم شد. یعنی رفت تو ۱۹ سال. یه روز که به طور اتفاقی میخواست فوتبال ببینه تلوزیون داشت از این مسابقه های رالی نشون میداد.آقا داداش ما هم که عموما و اصولا و کاملا آدم جوگیری تشریف دارن با دیدین صحنه های تعقیب و گریز ماشینها تصمیم گرفت گواهی رانندگی بگیره.
ما که مشکل نداشتیم تازه من از خدام بود برادرم هر چه زودتر گواهی نامش رو بگیره تا منو ببره بگردونه.
اما همه ی اینا فقط خیال بود.
چون بعد از ثبت نام یعنی دقیقا سی جلسه بعد از با یک نامه مهر و امضا شده با اثر انگشت مربیش برگشت خونه
.مضمون نامه رو عینا میگم تا خودت متوجه اصل قضیه بشی . « خواهش میکنم ... التماس میکنم... این کار آموز جوان را نفرستید...به خدا ایشان آی کیو خوبی دارند ... ولی این یک مورد را بیخیال شوید... همین جا اعلام میکنم اگر یک بار دیگه ایشان را در آموزشگاه ببینم سر به کوه و بیابان میگذارم ... باور کنید یک تار مو تو سر من باقی نمانده ...»
(بقیه نامه رو هم نگفت لطف بزرگی در حقم کرد.
)بعد دوباره شروع کرد:البته تو ادامه ی نامه نوشته بود که برادرم این نامه رو نخونه. احتمالا ترسیده بود آقا داداش ما افسرده بشه.
تازه وقتی برادرم مضمون نامه رو پرسید تمام کلمات رو برعکس کردم
و به خوردش دادم و براش توضیح دادم به دلیل اینکه سطح علمی رانندگی ش خیلی بالاست
این آموزشگاه دیگه به دردش نمیخوره وبهتره بره یه آموزشگاه دیگه.
اما برادرم مخالفت کرد و گفت من تازه با این آقاهه رفیق شدم
نمیدونی چقدر باحاله!هر روز با دیدین من این قد خوشحال میشه که میره تو حیاط وجیغ میکشه.
ولی نمیدونم چرا موهاش داره میریزه (این جوریشو دیگه ندیده بودم
)
وقتی حرفهای برادرم را شنیدم مطمئن شدم که به خاطرنجات جونه یه انسان بیچاره هم که شده باید دست از سر این آموزشگاه برداریم .
بالاخره با هزار بدبختی و بهانه آقا داداش ما توی یه آموزشگاه دیگه ثبت نام کرد وبالاخره بعد از ١٢ مرتبه امتحان
در حالی که مسئول امتحان عملی و تئوری از دیدن قیافه ی هر روز برادرم حالش گرفته بود
به زور یه تکه ورقه بهش داد و بالاخره بعد از گذ شت ۶ ماه با یه تکه کاغذ اومد خونه.
بله اون بالاخره با سماجت وپشتکارگواهی نامه اش رو گرفته بود.از فرداش حس خواهر دوستانش گل کرد و گفت هر جا بری میرسونمت.
منم چون تو یه روزنامه خونده بودم نباید ذوق جوونا رو کور کرد قبول کردم که ای کاش نمی کردم.
مگه دستم به نویسنده ی اون مقاله نرسه میدونم باهاش چی کار کنم.
خلاصه سوار ماشین شدیم نمیدونم چرا همش قیافه ی مربی سابق برادرم در نظرم مجسم میشد.ماشین که راه افتاد توی راه خیلی اتفاقا افتاد که چند تاشو برات میگم.مثلا وقتی به اولین چراغ قرمز رسیدیم برادرم رد شد.
وقتی چراغ سبز میشد ایشون ماشینو نگه میداشتندو هی خاموش میکردند
وقتی هم به خط عابر پیاده رسیدیم وکودکی در حال عبور بود حس بشر دوستانش گل کرد و از ماشین پیاده شد وکودک رو از خیابون رد کرد
ووقتی دوباره سوار ماشین شد ترافیک سنگینی راه انداخته بود
وآلودگی صوتی ایجاد کرده بود.آخرین صحنه ای هم که یادم میاد اینه که آقا داداش میخواست به قول خودش سبقت بگیره اونم از یه تریلی ۱٨ چرخ
بعد به جای اینکه بوق بزنه با دست به راننده اشاره میکرد و میگفت آقا برو کنار
بعدم پاشو گذاشت رو گاز و...
دیگه یادم نمیاد که از تریلی سبقت گرفت یا نه!.! فقط میدونم منو با داداشم آوردن تو یه ساختمون داداشم همش ادای رانندگی در میآورد.
مربی سابق داداشم هم اومده بود که کچل شده بود
فقط یه دونه مو رو سرش مونده بود که سعی میکرد اونم بکنه.
تازه وقتی از ساختمون بیرون اومدیم دیدم سر در ساختمون نوشته بود بیمارستان...![]()
وااااای نمیدونین مغزم داشت به جای ندا هنگ میکرد.
۲۵ دقیقه بود که داشت یه ریز حرف میزد وتعریف میکرد...خدارو شکر
آقای پدر رسید و نجاتم داد وگر نه ممکن بود من یه چیزی از دهنم بپرونم و ندا دوباره شروع کنه...![]()
آرزومند آرزوهای پاکتان هستم و امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشین.![]()
همین.
فرا رسیدن اربعین حسینی رو هم خدمت شما عزیزان تسلیت عرض میکنم.
