حالم ازت بهم میخوره...
میخوام ساده حر فامو بگم. از بعضی حقایق که خیلی هامون دیگه نمیبینیم،
یا میبینیم و ساده ازشون میگذریم.
خیلی د اغونم،
دلم داره آتیش میگیره،
شما بگین این رسمشه؟کجاست اون عدالت علی؟کجاست اون غیرت و مردونگیه حضرت علی؟ما که این همه از عدالت دم میزنیم پس کو؟!!! کجاست؟!!!!!!!!!!
به خدا اگه بشنوین شما ها هم مثل من آتیشی میشین.نمیگم کجا و کی بود، ولی میگم چی شد تا همه بدونن که...
دو هفته پیش بود که یه زن و مرد جوون با یه بچه ی پنج، شش ساله که سر و وضع خوبی هم نداشتن، ولی محجب و با آبرو بودن؛ آز جلوی یه میوه فروشی رد میشدن که بچه دست پدر شو محکم کشید و از سیبهای قرمزی که بیرون مغازه بود خواست.زن جوون نمیدونین چقدر خجالت کشید و زود صورتشو با چادرش پوشوند.مرد هم بچه رو بغلش گرفتو نفهمیدم چی تو گوشش میگفت و بچه با چشمهای پر از التماسش چند تا دونه از مرواریدهای چشماشو ریخت رو شونه ی پدرشو، بعد رفتنو دور شدن. چشمهام فقط به چشمهای بچه خیره مونده بود...دو روز بعد شنیدیم یه مرد جوون تو پایین شهر خود کشی کرده...
دارم خفه میشم ![]()
شماها بگین، شماها قضاوت کنین، این چه عدالتیه؟!! چرا باید یه پدر به خاطر اینکه تواناییه خرید سیب برا بچه شو نداره خود کشی کنه؟چرا باید این همه تبعیض تو جامعه باشه؟
میخوام بگم چقدرازت متنفرم. حالم ازت بهم میخوره.
آخه لعنتی مگه چقد ارزش داری که همه رو علاف خوت کردی؟
وقتی مش صفرسرایدار ساختمون به خاطر ناز کردنت مرد و جنازش موند رو زمین چون واسه خاک کردنش باید شما تشریف داشته باشین
(جسارت نشه با شما نیستم طرف حرفام جناب اسکناس هستن.)![]()
سجاد نوه ی دردونه ی عذرا خانم به خاطر تو لعنتی پاش بدون گچ و شکسته بندی موند و همون طور جوش خورد .نو عر وس بی بی مریم که به خاطر فقدان جنابعالی و نپیذیرفتن بیمارستان وقتی بچه ش به دنیا اومد مرد و حسین شوهرش نبودی ببینی چه حالی داشت.
نمیدونی چقدر دلم گرفته و ازت بدم میاد ![]()
واسه همینه که تا دستم بهت میرسه تو دستم له ات میکنم ![]()
تا بفهی دیگه واسم ارزش نداری. اما چه فایده؟! وقتی پدری شرمنده ی بچه اش میشه وقتی یه طفل معصوم از پدرش چیزی میخواد و پدر از شدت شرمندگی دست به خود کشی میزنه چه فایده؟!!!!!!!!!!!وقتی کسی نمیتونه اون بچه ر و قانع کنه و جواب سوالش رو بده که چر ا بابام مرد !! مگه من ازش چی خواستم!به خدا دل آدم به درد میاد.![]()
اینا حقایقی هستن که خیلی ها اینقدر غرق رفاه و آرامشن که حتی باور شون نمیشه چنین کسایی هم تو جامعه هستن و گیره یه لقمه واسه زن و بچه شونن.
واسه همینه که ازت بدم میاد حتی ا ز همه ی کسایی که چاکر و مخلصتن متنفرم.از همه ی کسایی که یه خاطر تو حاظرن شاهد اشکهای یه طفل معصوم باشن و بی اعتنا رد بشنو کاری نکنن...
میدونم این حرفا واسه کسی پول نمیشه و مرده ای زنده نمیشه.ولی میخوام بگم تا همه بدونن هستن کسایی که به خاطرآبرو صورتشونو با سیلی سرخ نگه میدارن. میخوام بکم چون دیگه رنگی از عدالت نمیبینم. چون دیگه صفا و یکرنگی پر از گرد وغبار شده چون دیگه خیلی از نفسها بوی حرص و طمع میده چون دیگه پول شده همه ی زندگیه بعضها. ولی ای کاش حد اقل تو سفره هامون تبعیض نبود، یکرنگی بود، ای کاش دیگه هیچ ای کاشی نبود تا پدری مجبور به خود کشی نمیشد ......
همین...

