تقدیم به زخم خوردگان تقدیر...
برای پریدن مجالی نبود ...
ومن بالهای تو را
دو خورشید پیش از عبور سحر
سوختم...
تو رفتی...
و من سوگوار
دل مرده ام را سپردم به خاک...
و با سوزن بی کسی
دو چشم پر آشوب خود را
به راهی که پر بود از لحن آرام رفتار تو
دوختم ...
درختی پر از دل بر آمد زخاک...
سلام به همه ی دوستای خوبم، خواهر برادرهای گل و مهربونم .
حالتون خوبه؟این مدت که نبودم خیلی شرمندم کردین ای ول بابا دست مریزاد.
منم به خاطر اتفاق تلخی که تو سامرا و کاظمین افتاده و عمل زشتو دلخراش بمب گذاری در حرم امام هادی (ع) و امام حسن عسگری(ع) خیلی متاسف و متاثرم ولی مطمئنم خدامیدونه چطور جواب این کارو بده.
امروز که بعد از مدتی تاخیر به وبلاگ سر زدم، خوشحال شدم. ولی بیشتر متعجب که انتظار نداشتم این همه نظر لطف رو ببینم.
در هر صورت ببخشید و خرده مگیرید. چون مدتی درگیر مسائل شخصی بودم٬ و ترجیح دادم بجای نوشتن و گفتن٬ مدتی ببینم و بشنوم.
شاید تعجب کنید، ولی دوستایی که در جریان هستن میدونن که قرار بود یکی دو ماهی برم
مرخصی، اما زودتر از موعد مقرر برگشتم.نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت اما از اینکه دوباره اومدم تا بنویسم و پیشتون باشم خیلی خوشحالم.
از همه ی عزیزانی که تو این مدت اومدن و سر زدن ممنونم وشرمنده ی همتونم.![]()
![]()
![]()
تقدیم به زخم خوردگان تقدیر...
سر سخنم با آنانیست که عشق را به تمسخر میگیرند و در هوس خلاصه میکنند.
آنان که این کلمه ی مقدس را زیر نگاه های شرورانه له میکنند.
آنان که فقط به چشم نیاز به عشق مینگرند٬
وانان که عشق را با نیات خبیث در آمیخته اند٬
به جای آنکه عشق را در دلهای پاک و صادق جستجو کنند در خیابانها و چهره های تزیین شده و خانه های مجلل جستجو میکنند .
بسیار اندکند آنان که با احساس پاک درونی تو را به خاطر تو می خواهند٬ نه به خاطر خودشان.عاشقان تازه به دوران رسیده را که میبینم دلم به حالشان میسوزد٬ اما چه سود که تا خود تجربه نکنند٬ هر چه بگویی گمان میکنند از سر حسادت و... است .
از تو میگویم تا همه بدانند٬ از تو ای تمام هستی ام٬ ای امید خفته در خاک. از امروز آرام و راحت تر بخواب .چه زیبا میگفتی: عشقو اگه میخوای پیدا کنی و معنی شو بدونی باید یه سفر بری به آسمون.
هر چند دیگه نیستی که برایم عشق رو معنی کنی٬ هر چند که با دستان مهربان و لبان همیشه خندانت اکنون میان خروارها خاک آرمیده ای. بدان اگر هستم٬ اگر نفس میکشم٬ اگر امید دارم و هنوز دستانم نمیلرزند٬ فقط و فقط به خاطر این است که میدانم روزی خواهد رسید که دوباره چهره ی خندان و دستان مهربانت خنده بر لبم خواهد نشاند و چه نزدیک است آن روز زیبا...
قدر خودتونو بدونین٬ به عشق و زندگیتون ارزش قائل بشین وبه خودتون احترام بذارین٬ تا دیگران بهتون احترام بذارن.
همین...

هرجا که دلی شکسته دیدی٬
یادی زدل شکسته ام کن
هر جا به قفس پرنده ای بود٬
یاد از پر و بال بسته ام کن
یادی زدل شکسته ام کن
هر جا که درخت بی بری بود٬
با شاخه ی نازک شکسته ٬
هر جا که غرور پاک شبنم٬
دیدی که به روی گل نشسته٬
یادی زدل شکسته ام کن
ای بی خبر از محبت و مهر ٬
ای بی خبر از سرشک یاران٬
ای بی خبر از جدایی و غم٬
فارغ ز خیال بیقرارم٬
یادی ز دل شکسته ام کن
هر گاه کنار تخته سنگی٬
یک لاله ی نوشکفته پژمرد٬
یادی ز دل شکسته ام کن
ای بی خبر از محبت و مهر ٬
ای بی خبر از سرشک یاران٬
ای بی خبر از جدایی و غم٬
فارغ ز خیال بیقرارم ٬
یادی ز دل شکسته ام کن...
